خبرگزاری حوزه | داریوش یاری، کارگردان سینما و تلویزیون، در گفتوگو با خبرگزاری حوزه با اشاره به حضور خود در مراسم اخیر و تجمعات مردمی و مشاهده میدانی فضای عمومی کشور گفت: حضور مردم در میدان، دوشادوش توان دفاعی و نظامی، کارکردی تکمیلی داشت و این همنشینی، تصویری روشن از همبستگی ملی ارائه کرد.
وی در ادامه با یادآوری برخی اظهارنظرهای پیشین در فضای مجازی بیان کرد: نقلقولی از یکی از همکاران دیده بودم که منتظر «آن روز» است؛ روزی که به گمانش قرار بود کشور با سختیهای جدی روبهرو شود. همان آرزو را برخی مخالفان و بازیگران بیرونی هم داشتند؛ از جریانهای تجزیهطلب تا گروههای بحرانساز. آن روز به شکلی متفاوت از تصور آنان فرارسید؛ اما مردم با حضور خود پاسخ دیگری دادند؛ پاسخی ریشهدار در فرهنگ تاریخی ما که میتوان آن را بازخوانی ارزشهای دیرین دانست.
این کارگردان با تأکید بر اینکه مفاهیم برخاسته از آیینها و مراسم مذهبی در سالیان طولانی، صرفاً شعار نبوده است، گفت: این آموزهها به بخشی از حافظه و عادت فرهنگی جامعه بدل شده و در بزنگاهها بروز میکنند. آنچه در دههها در محرم و عاشورا تکرار شده، نوعی تربیت و زیست فرهنگی بوده که حالا در میدان عمل خود را نشان میدهد. شجاعت، وفاداری و التزام به ارزشها در تجمعات مردمی و نیز در عرصه مقاومت دیده شد؛ هر گردهمایی و کنش جمعی حامل معنایی تاریخی و فرهنگی بود که پیشتر در ساحت نمادین و آیینی جریان داشت و اکنون در فضای اجتماعی ظهور یافت.
یاری با اشاره به تغییر شرایط میدانی افزود: امروز اگرچه بخش نظامی در دوره آرامش نسبی قرار دارد و محور امور به دیپلماسی نزدیکتر شده، اما حضور مردم همچنان عنصر کلیدی است. همانگونه که گذشته پیوندی میان میدان مقاومت و میدان جامعه برقرار بود، اکنون نیز میان عرصه سیاست و حضور اجتماعی مردم پیوستگی معناداری وجود دارد؛ حضوری که پیام و سیگنال اجتماعی روشنی مخابره میکند.
وی درباره نقش رهبری در این روند گفت: رهبر شهید انقلاب سالها بر ظرفیت مردم تأکید داشتند و باورشان این بود که جامعه ایرانی در لحظات لازم میتواند توان نهفته خود را آشکار کند. به نظر من این تحلیل بر شناخت دقیق فرهنگ، تاریخ و حافظه جمعی جامعه استوار بود.
این فیلمساز در بخش دیگری از گفتوگو درباره نسبت هنرمندان و این رویدادها تصریح کرد: تجربه اخیر نشان داد مردم در بسیاری مواقع بهتر از هنرمندان توانستهاند حادثه را به حماسه بدل کنند. آنان مفاهیم تاریخیِ روایتشده در آثار نمایشی را در عرصه واقعیت بازسازی کردند. این برای ما هنرمندان پیام مهمی دارد: یا بر دانستههای پیشین تکیه کنیم و در همان چارچوب اثر تولید کنیم، یا فهم تازهای از جامعه امروز و دگرگونیهای آن به دست آوریم. همراهی با تحولات اجتماعی نیازمند شناخت منشأ الهام مردم، ارزشهای منتخب آنان و حادثههایی است که برایشان الهامبخش شده است.
وی با ارجاع به پیشینه گفتوگوهای پیشین افزود: برای بسیاری، واقعه عاشورا نوعی حجت تاریخی و فرهنگی است؛ روایتی نمایشی و عینی از اخلاق، انسانیت، دینداری، تصمیمگیری دشوار، وفاداری و مقاومت. عاشورا صرفاً یک رخداد تاریخی نیست؛ صحنهای بزرگ برای ظهور آموزههای متنوع است و به همین دلیل به الگویی برای رفتار امروز بدل میشود.
یاری تأکید کرد: حتی اگر کسی متون دینی چون تورات، انجیل یا قرآن را نخوانده باشد، میتواند از طریق این روایت نمایشی بسیاری از مفاهیم را دریابد. برای بخشی از جامعه، عاشورا مانند «الگوی رفتاری» عمل میکند؛ الگویی که در لحظات حساس به آن مراجعه میکنند و هر زمان و مکانی را فرصتی برای بازآفرینی آن میبینند. همین ظرفیت معنوی و فرهنگی است که توان واکنش مؤثر جامعه را در شرایط دشوار افزایش میدهد.
وی در تبیین نسبت هنر و جامعه پس از وقایع اخیر گفت: وظیفه هنرمند پس از حوادثی از جنس جنگ رمضان این است که بفهمد مردم به کدام نقطه اتکا کردند و چگونه واقعهای تاریخی را به حماسه بدل ساختند. اگر هنرمند سرچشمه الهام جامعه را بشناسد، میتواند اثر ماندگار خلق کند؛ وگرنه از جامعه عقب میماند. برای من نقطه ارجاع در این تحلیل، عاشوراست؛ جامعترین و نمایشیترین بیان مفاهیم معنوی و اخلاقی که به معیار سنجش رفتار فردی و جمعی بدل شده است.
این کارگردان با اشاره به استمرار این الگو در فرهنگ ایرانی افزود: این الگو بهصورت ماندگار در زندگی ما حضور دارد و مردم با آن زیست میکنند. رویدادهای اخیر در واقع بازترجمهای معاصر از همان الگو بودند؛ واکنشی اجتماعی که امتداد آن حادثه تاریخی است. جامعه این مفاهیم را نه فقط فهم که تجربه و اجرا کرده است.
یاری در پایان گفت: هنرمندی که میخواهد رویدادهای اجتماعی معاصر را بفهمد و درباره آن اثر بیافریند، باید به ریشهها و مفاهیم مراجعه کند. جامعه ما این مفاهیم را زیسته و آنها را به حماسه جمعی تبدیل کرده است. در کار خود نیز معیار سنجش بسیاری از مفاهیم را از همان الگوهای تاریخی میگیرم و امیدوارم ترجمانی درست و مؤثر از آنها در آثارمان ارائه دهیم.
یاری در انتهای سخنانش تأکید کرد: ملتی که محبت دین و وطن را در دل دارد، همواره برای لبیک گفتن به ندای «آیا یاریکنندهای هست که مرا یاری کند؟» برمیخیزد؛ ملتی که برای پاسداری از ایمان و سرزمین خود قدم پیش میگذارد. چنین حضوری از دل خرد جمعی مردمی برمیآید که ریشه در حکمت، اخلاق و روح بیدار جوانمردی دارند.
انتهای پیام










نظر شما